بیشتر مطالب وبلاگ برگرفته از سایتها و وبلاگهای شما دوستان می باشد.
 
 
 
نویسنده : دائی حمید
تاریخ : جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
نظرات

 

 

برای روز تولدش(قلبتنها کسی که عاشقش بودمقلب) شاخه گلی فرستادم،

به همراه کاغذی که روش نوشته بودم...

به امید فردای بهتر...

یک هفته بعد ازدواج کرد.  تعجب  

تازه متوجه شدم که در آن کاغذ الف فردا را ننوشته بودم...


برچسب‌ها: داستانک